آخرین اخبار : 

حذف کنکور : مساله جذب همه نیست

در سال های اخیر کنکور و حذف آن به یک افسانه تبدیل شده است؛ به طوری که گاه از آن به عنوان یک غول یاد می شود. لابد غولی بی شاخ و دم که راه یا راه های مقابله با آن نیز باید از روش های غیرمعمول و غول آسا انجام شود. از مفهوم حذف کنکور اولین استنباطی که می شود، جذب دانشجو بدون امتحان ورودی است. در مقابل نیز اولین پاسخی که ارائه می شود بر این مبناست که اگر تقاضا با ظرفیت تناسب داشته باشد، کاری عملی و اجرا شدنی است.
نظام آموزش عمومی و دانشگاهی کشور، در عمر کمتر از ۷۵ سال آموزش عالی در ایران، چندین بار دستخوش تغییر شده است. انتخاب دانشجو با هدف تربیت نیروی انسانی مورد نیاز در چارچوب برنامه های توسعه بخش و عمرانی همواره دغدغه دولتمردان بوده است. از سوی دیگر خانواده ها نیز دغدغه های خود را داشته اند. چگونگی تامین هزینه تحصیل، نگرانی از جدا شدن فرزندان و سرانجام آینده شغلی آنها موضوع های عمده مورد توجه خانواده ها بوده است. عامل سومی را نیز باید به آن اضافه کرد یعنی دانشجویان و دانشگاهیان که گاه متاثر از این تغییرات و دغدغه ها بوده اند و گاه بر سیر تحول و جهت این تغییرات اثرگذار شده اند. اینک در آستانه ۸۰ سالگی آموزش عالی در کشور چشم ها به سوی تحولی دیگر است؛
تحولی که بتواند در شرایط جهانی شدن، توسعه یی همه جانبه و پایدار را برای جامعه یی با جمعیتی جوان به ارمغان آورد. آیا حذف کنکور این ارمغان را خواهد داشت؟ در سال های اخیر کنکور و حذف آن به یک افسانه تبدیل شده است؛

به طوری که گاه از آن به عنوان یک غول یاد می شود. لابد غولی بی شاخ و دم که راه یا راه های مقابله با آن نیز باید از روش های غیرمعمول و غول آسا انجام شود. از مفهوم حذف کنکور اولین استنباطی که می شود، جذب دانشجو بدون امتحان ورودی است. در مقابل نیز اولین پاسخی که ارائه می شود بر این مبناست که اگر تقاضا با ظرفیت تناسب داشته باشد، کاری عملی و اجرا شدنی است. با همین رویکرد، توسعه کمی آموزش عالی در کشور ما همواره جلوتر از برنامه به پیش رفته است زیرا تصور می شود اگر در هرکوچه یی یک دانشکده و در هر روستایی یک آموزشکده تاسیس شود، حذف کنکور و جذب دانشجو انجام شده است. زمانی دولتمردان بر این باور بودند که باید به سوی جامعه یی حرکت کرد که در آن هر ایرانی دو بچه و یک پیکان داشته باشد. چنین الگویی به عنوان یک راهبرد در جامعه امروز دیگر در اولویت نیست. در عوض دانش و دانشگاه در نظام ارزشی امروز- به ویژه در الگوی ذهنی طبقه متوسط- در مراتب ارزشی بالایی قرار دارد. بگذریم از اینکه سطح رفاه دانشجویان در آن دوره با کمک هزینه یی معادل ۹۰ دلار در ماه یعنی برابر با هفت بشکه نفت خام بود و امروزه برابر با ۲۰ دلار یعنی تقریباً بیش از یک چهارم یک بشکه نفت است. این مقایسه هرچند غیرتخصصی به جهت گیری دولتمردان به آموزش عالی طی بالغ بر سه دهه را اگرچه نمی توان به آینده تعمیم داد، ولی این نگرانی وجود دارد که در زمان حذف کنکور احتمالاً دانشجویان باید معادل قیمت یک بشکه نفت را به عنوان کمک هزینه برای توسعه آموزش عالی هر ماه به خزانه کشور سرازیر کنند، لذا با همه تفاوت ها مسلم است که تقاضا برای آموزش عالی چندین برابر افزایش یافته است. ایرادهایی که گاه و بی گاه به عملکرد آموزش عالی وارد می شود فهرست وار عبارتند از مدرک گرایی، عدم رابطه بین آموزش و بازار کار، فارغ التحصیلان بیکار، شهریه های کمرشکن، تقلب و پارتی بازی در گزینش دانشجو، مشکلات رفاهی دانشجویان، سیاسی شدن فضای علمی و خلاصه کوچ نخبگان دانشجو و استاد و… بر این سیاهه می توان مواردی دیگر نیز افزود و برای هر یک توجیه و پاسخی فراهم کرد. در راستای حل مشکل کنکور سیاست کمی گرایی در سال های اخیر خود بروز مشکل کرده است. برای مثال برخی از شاخص های کیفی در آموزش عالی نسبت استاد به دانشجو سرانه بودجه پژوهشی، تعداد دانشجویان در یک کلاس درس و ساعات کار آموزشی و پژوهشی استادان است. در حالی که در کمتر مرکز آموزشی دولتی و غیردولتی چنین استانداردهایی رعایت می شود. بی علاقگی دانشجویان در کلاس های درس، شتابزدگی برای گرفتن مدرک، تکیه بر محفوظات و نظایر این از سوی دیگر در سطح دانشگاه ها جاری و قابل طرح است. کمبود فضای آموزشی مناسب در مراکز آموزشی تهران، نظام «همگی استادند» در آموزشگاه های بخش خصوصی و نیمه دولتی، فقدان نظارت و ارزشیابی مستقل از کیفیت مراکز آموزشی، نقش تزریقی کلاس های کنکور در توسعه علم، و ترویج روش سرعملگی در مدیریت آموزشگاه ها را نیز باید بر فهرست دشواری های فوق افزود که مشکل دوگانه دانشجو و استاد است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Design Farsweb
تماس